أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

7

قانون ( فارسى )

سوء مزاج خشك - كه سبب قولنج مىشود - از آن است كه چيزى را در معده نمىيابد تا آن را بلغزاند و هرچه هست همان است كه مىخشكاند و رطوبتش را برمىچيند . اگر سوء مزاج تر ساده باشد خود به خود سبب پيدايش قولنج نمىشود ، مگر اينكه روىآورى از آن سبب قولنج شود و آن روىآور سردىبخش يا از حيث ماده ترمزاج باشد . اگر سبب قولنج سوء مزاج همراه ماده باشد حالات زير را دارد : 1 - سوء مزاج همراه ماده يا گرم التهابى و گزنده است كه سبب گسستن پيوستگىها مىشود و دردى كه از آن احساس مىشود از درد شكم پيچه تجاوز مىكند . آن درد را درد قولنج مىشناسيم . 2 - سوء مزاج همراه ماده سرد است كه توليد درد مىكند . 3 - سبب قولنج سوء مزاج سرد مختلف است ؛ يعنى سوء مزاج سرد همراه سوء مزاج ديگرى است . 4 - تك‌رگى گسسته است ، يا گزند به مجراى قولون رسيده است كه در اين صورت شايد غير از قولنج راستين باشد . گاهى اتفاق افتد كه سرما سبب قولنج مىشود و دم‌به‌دم در جرم روده توليد باد مىكند . شايد خلط به وجود آورندهء درد قولنج و روىآورهاى هماهنگ با درد خلط سودائى باشد . ممكن است درد ناشى از قولنج هميشگى و بر دوام نباشد ( نوبتى باشد ) و هر وقت غذا بخورند درد ايجاد شود . ممكن است انسان مبتلا به قولنج مادهء سودائى را قى كند و درد قولنج تسكين يابد ؛ هرچند اكثرا در حالت ابتلا به قولنج ، برآورده از راه قى مادهء بلغمى است كه از سردى اندامان و سوء هضم ناشى مىشود و يا از اثر غذا و ميوه و سبزيهاى خوردنى است كه مادهء بلغمى را به وجود آورده‌اند . ممكن است سبب قولنج ويژه به قولون باشد ؛ راه بندانى در قولون ايجاد مىشود ، راه بر خروج مدفوع ، خلط و باد بسته شده و در آنجا حبس مىشوند ، مىخواهند بيرون آيند ، فشار مىآورند و سبب ايجاد درد و آزار مىگردند ، درد كشيده مىشود و انتشار مىيابد . چنين راه بندانى شايد از ورمى باشد كه در قولون پديد آمده است يا بعد از آنكه رودهء كوريك چشم پر و مالامال شده ، مازاد آن به قولون رسيده و در قولون گير كرده است . گفتيم ممكن است راه بندان از پيدايش ورم در قولون باشد ؛ چنين ورمى - اگر باشد - اكثرا ورم گرم است . يا اينكه راه‌بندان از اثر جمع آمدن خلط بلغمى لزج است كه در قولون برهم آمده و قولون را پر كرده است و راه را برآينده و رونده بسته است ؛ كه احتمال سد شدن قولون از مادهء بلغمى لزج بيشتر از پيدايش ورم در قولون است . اگر بيمار قولنجى در حالت ابتلا به قولنج به تب مبتلا شود ، كه قولنجش از اثر راه‌بندان در قولون حاصل از جمع آمدن خلط لزج بلغمى باشد ، دردش سبك مىشود و از تب بهره مىبيند . ممكن است قولنج از اثر بادى باشد كه انبوه شده و مانع در قولون ايجاد كرده است . يا بادى پيچ‌دهنده روده را پيچ داده است . يا گسستگى زردپى روى داده است . يا از تراوش خون از اندامان ديگر ورم خونى در قولون پيدا شده است .